السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
532
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه صدرالمتألهين در اسفار بعد از اشاره به تقسيم مذكور مىفرمايند : « بهتر آن است كه در مقام تقسيم گفته شود : جوهر اگر قابل ابعاد ثلاثه هست ، پس « جسم » است . والّا اگر جزئى از جسم است كه جسم به دو فعليت مىيابد ، خواه آن جزء به جسم در جنس شدنش فعليت دهد يا در نوع شدنش ، نامش « صورت » است ؛ حال يا صورت امتدادى است يا صورت طبيعى . و اگر جزئى است كه جسم به دو بالقوه حاصل است « ماده » مىباشد . اگر جزئى از جسم نيست ، در اين صورت اگر تصرف بالمباشره در جسم دارد « نفس » است و گرنه « عقل » است . » « 1 » شرح ملاحظه مىگردد كه در حصر اقسام جوهر صدر المتألهين رحمه الله راه ديگرى مىپيمايد و اين تقسيم را از تقسيم فوق به دليلى كه ذيلًا خواهد آمد بهتر مىشمارد . ايشان مىفرمايند : اگر جوهر قابل ابعاد ثلاثه - طول و عرض و عمق - باشد ، « جسم » است . والّا جزئى از جسم باشد كه فعليت جسم به آن قائم است ، « صورت » مىباشد . حال گاهى صورت به جسم در جسميت كه معناى جنسىاست فعليت مىدهد مانند صورت جسميه كه همان صورت امتداديهء جوهريه است كه به هيولا « 2 » ضميمه مىشود و از آن دو ، جسم مركب به وجود مىآيد و گاهى صورت به جسم در نوع خاص شدن فعليت مىدهد مانند صورت طبيعيه كه عبارت از صورت عنصرى و معدنى و نباتى است . وقتى به جسم كه نوعى از انواع است ضميمه شود و جسم را جسم معدنى يا نباتى يا عنصرى كند لكن اگر جزء به جسم فعليت نبخشد بلكه جسم بودن آن را بالقوه تضمين كند ، آن را « ماده » مىناميم .
--> ( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 234 ( 2 ) . هيولى كه ماده است همان جنس به شرط لا است